تمرینی هست به نام فکر کردن از آخر .

فرض کنید کوهی از ظرف برای شستن دارید وقتی به این همه ظرف کثیف نگاه کنید احتمالا قدری خواهید ترسید و احساس خوبی نخواهید داشت . اکنون سعی کنید به آخر کار فکر کنید چشمانتان را ببندید و کوهی ظرف تمیز و شسته را تصور کنید که برق می زنند . این تصویر به شما احساس رضایت و شادی می دهد سعی کنید خوب احساسش کنید . سپس با این احساس به شستن ظرفها بپردازید و همواره در حین کار تصویر انتهای کار را در ذهنتان حفظ کنید .

 

اگر قرار است یک حرفه یا تجارت جدید را شروع کنید یا یک دوره هنری یا زبان را بگذرانید باز از همین تکنیک استفاده کنید . مثلا خود را ببینید که به خوبی موسیقی می نوازید یا به خوبی خط می نویسید و احساس خوب آنرا تجربه کنید و سپس با همین احساس به کارتان ادامه دهید .

 

نگذارید احساسات منفی مثل ترس و ناامیدی یا سنگینی کار بر شما غلبه کنند . قبل از اینکه خودتان به آخر کار یعنی به هدفتان برسید ذهنتان را به آنجا ببرید و آنرا احساس کنید و آن احساس را همواره در خود حفظ کنید .

 

اینچنین تصویر موفقیت را همواره در ذهن خواهید داشت و هر گز هدفتان را گم نخواهید کرد و طبق قانون طبیعت به هر آنچه بیندیشید چذب زندگیتان خواهد شد .

 

پس به چیزی که نمی خواهید فکر نکنید تا کم کم از زندگیتان خارچ شود و به آنچه که می خواهید فکر کنید تا کم کم به زندگیتان واره شود .