لحظه حال

دانش ما از جهان هستی و خلقت دیدگاه و جهان بینی ما را می سازد و اعتقادات ما را شکل می دهد  و اعتقادات  بر عملکرد و گفتار و رفتار و پندار های ما اثر می گذارد . و به نوبه خود پندار و  گفتار و رفتار ما سرنوشت ما ن را تعیین می کند.  

 

شاید کشور هند بیشترین فقیر را در دنیا  داشته باشد اما آمار می گوید هندیان شاد ترین مردم دنیا هستند ....    

 

کسانی که هند بوده اند از اختلاف طبقاتی و فقر بسیار شدید  مردم می گویند  طوری که بسیاری از مردم در کنار پیاده روها زندگی می کنند و با آبی که در چاله های خیابان جمع شده خود را می شویند اما  زندگی در هند بدون اظطراب و تنش در جریان است و حسادت و کینه بین ثروتمند و فقیر نیست .... شاید فقرا هم به اندازه ثروتمندان شاد هستند   هرچند به اندازه آنها از لذات بهره مند نیستند .... 

 

 اما در بسیاری کشورها از جمله کشور خودمان زندگی پرتنش تر و پر اظطراب تر است و این در مورد همه قشرها چه فقیر چه متوسط و چه پولدار صادق است . همه  از مشکلات می نالند و خیلی از پولدارها خواب راحت ندارند .     

  

البته قصد ندارم نظر کلی بدهم آمار و ارقام هم ندارم فقط برداشت خود را از آنچه که دیده ام می گویم شاید دیگران به گونه ای دیگر دیده باشند ...      

  

نکته مهم این است که ما انعکاس آنچه را که درون خودمان است در بیرون می بینیم . اگر  ما با زندگی از در صلح و آرامش در آمده باشیم زندگی را در صلح و آرامش می بینیم   . شاید هندیان فقیر همین کار را کرده باشند . قطعا تعریف آنها از زندگی و جهان بینی آنها به گونه ایست که به آنها این احساس را می دهد .     

 

منظور من این نیست که زندگی باید گل و بلبل باشد تا ما بتوانیم با آن از درصلح درآییم بلکه باید آن را همینگونه که هست دوست بداریم و علی رغم مشکلات و کمبود ها و بدی ها با آن کنار بیاییم .   

   

اینجا یک مسئله پیش می آید . شاید پذیرفتن زندگی همانگونه که هست باعث توقف ما شود و  انگیزه ما را برای رشد و پیشرفت از ما بگیرد همانگونه که خیلی از هندیان فقیر هستند . 

 

اما گاه نارضایتی حرکتی شدید ایجاد می کند و شخص همه انرژی خود را  صرف تغییر شرایط می کند .  

 

اما به نظر من باید بتوانیم راه حل سومی بین دو شیوه فوق بیابیم .

یعنی با رضایت حرکت کنیم . زندگی و جهان را همین  گونه که هست بپذیریم و دوست بداریم و در عین حال برای بهتر شدن و رسیدن به رویاهایمان تلاش کنیم .  

  

   اما هر گز نباید لذت زیستن در لحظه حال را از دست بدهیم چون لحظه حال همه چیز ماست و هیچ چیز جز آن وجود ندارد (نیست ) .  

 

اگر لحضه حال را از دست بدهیم و در ناراحتی و غم گذشته و آینده سر کنیم همه چیزمان را باخته ایم . همه آنچه که ما داریم همین یک دم است نه آینده ای وجود دارد نه گذشته ای . آنها تصاویری بیش نیستند   آن هم در ذهن . ..... فقط تاثیر آنها باقیست .