رها کردن

شاید تا حالا تو زندگی پیش آمده باشد که کاری را بخواهید انجام بدهید اما حتی با تلاش فراوان هم به هدفتون نمی رسید و اصطلاحاً "به هر دری می زنید ،باز نمی شود" .به نظر شما در اینگونه موارد چه باید کرد؟

به نظر من این حالت به چند دلیل میتونه اتفاق بیفته که بیشتر بحث میکنیم:

     -یا اینکه ما قبلاً اشتباهی رو انجام دادیم که دیگه الان نمیتونیم به هدفمون برسیم که چاره ای جز رها کردن این هدف نیست. البته ما نباید خودمون رو بابت اشتباهات گذشته سرزنش کنیم چرا که انسانها معصوم نیستند تا عاری از خطا و اشتباه باشند، بهتر است بجای سرزنش کردن خودمون بابت اشتباهات گذشته، از آنها درس بگیریم که برای رسیدن به اهداف بعدی دچار اون اشتباهات نشویم.

    -یا اینکه توانائی ها و استعدادها و نبوغ ما برای رسیدن به این هدف کافی نیست، اصطلاحاً "ما برای این هدف ساخته نشده ایم". در این موارد هم رها کردن شاید یکی از بهترین ها باشد چرا که هر کسی در یک زمینه خاص می تواند موفق باشد، از قدیم هم گفتند "هر کسی را بهر کاری ساختند".

   -یا شاید مسیر رسیدن به هدف را اشتباه می رویم که در اینگونه موارد شاید بهتر باشد بجای تلاش بی امان یک فرصت به خودمان بدهیم تا با تحلیل دوباره هدف بتوانیم مسیر بهتری را برای رسیدن به آن پیدا کنیم.

-انسانها محدود به زمان و مکان هستند و از آینده خبری ندارند و چه بسا در آینده مشخص شود هدفی را که برگزیدیم نه تنها مفید نبوده که باعث شکست های بعدی ما نیز می شود.طبق اصل توکل به خدا در این موارد اعتماد به خدا و رها کردن می تواند راه چاره باشد.

در یک نتیجه گیری کلی می بینیم که رها کردن هدف نه تنها دلیلی بر ضعف و عدم توانائی نیست که در بعضی موارد به عنوان یکی از مهمترین مراحل نیل به هدف می باشد.