کلبه موفقیت برای غلبه انسان بر دشواریها خداوند 3 روش در اختیار انسان قرار داده است: خواب , امید و خنده (پروفسور امانویل) امشب تمام عاشقان را دست به سر کن یک امشبی با من بمان، با من سحر کن بشکن سر من، کاسه ها و کوزه ها را کج کن کلاه، دستی بزن، مطرب خبر کن گل های شمعدانی همه شکل تو هستند رنگین کمان را، به سر زلف توبستند ... تو میرِ عشقی، عاشق بسیار داری پیغمبری، با جان عاشق كار داری امشب تمام عاشقان را دست به سر كن یک امشبی با من بمان، با من سحر کن ... محمد صالح اعلاء http://kolbe-movafaghiat.mihanblog.com 2019-09-12T15:18:12+01:00 text/html 2010-12-14T09:37:30+01:00 kolbe-movafaghiat.mihanblog.com نسترن عطری نگذارید زنجیر عشق به شما ختم بشه http://kolbe-movafaghiat.mihanblog.com/post/71 <font style="color: rgb(0, 0, 153); font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;" size="2"><br> &nbsp; *یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را<br> دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود. اون زن برای او دست تکان<br> داد تا متوقف شود.اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون<br> کنم.زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف<br> شماست.وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد،<br> زن پرسید: "من چقدر باید بپردازم؟"و اسمیت به زن چنین گفت: "شما هیچ بدهی به من<br> ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد.<br> همونطور که من به شما کمک کردم.اگر تو واقعا میخواهی که بدهیت رو به من<br> بپردازی، باید این کار رو بکنی.نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"*<br> <br> *چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو<br> ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست<br> هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.او داستان زندگی پیشخدمت رو<br> نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد<br> دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود، درحالیکه بر روی دستمال سفره<br> یادداشتی رو باقی گذاشته بود.وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش<br> جمع شده بود. در یادداشت چنین نوشته بود: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در<br> این چنین شرایطی بوده ام و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما<br> کمک کردم اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو<br> بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!".*<br> </font><img src="http://http//tehrankids.com/uploads/posts/2010-08/1282986651_the-big-love-heart-4a.jpg" alt="" align="baseline" border="0" vspace="0" hspace="0"><img style="width: 256px; height: 383px;" src="http://www.modir21.com/wp-content/uploads/2010/08/cbb4ff.jpg" alt="" align="baseline" border="0" vspace="0" hspace="0"> text/html 2010-06-12T04:10:41+01:00 kolbe-movafaghiat.mihanblog.com نسترن عطری تفاوت زن و مرد از منظر روان شناسی و متون دینی http://kolbe-movafaghiat.mihanblog.com/post/70 <h1 style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2">تفاوت زن و مرد از منظر روان شناسی و متون دینی </font></h1><font style="color: rgb(0, 0, 153);" size="2"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></font><h2 style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"> مقدّمه </font></h2><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"> تاریخچه این مسئله دست كم 2400 سال سابقه دارد و در نقطه نظرات افلاطون و ارسطو و یونان باستان می توان آن را پی گیری كرد. </font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"> افلاطون در كتاب جمهوریت درباره تفاوت زن و مرد با كمال صراحت، ادعا می كند كه زنان و مردان دارای استعدادهای مشابهی هستند و زنان می توانند همان وظایفی را عهده دار شوند كه مردان بر عهده می گیرند، و از همان حقوقی بهره مند گردند كه مردان از آن بهره مند هستند. وی در رساله پنجم، درباره امور ذیل بحث كرده است: اشتراك زن و فرزند; اصلاح نژاد و بهبود نسل و محروم كردن بعضی از زنان و مردان از تناسل، و اختصاص دادن تناسل به افرادی كه از خصایص عالی تری برخوردارند; درباره تربیت فرزندان در خارج از محیط خانواده و نیز اختصاص تناسل به سنین معیّنی از عمر زن و مرد، كه سنین قوّت و جوشش نیروی حیاتی آن ها به شمار می رود. </font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"> افلاطون معتقد است: همان گونه كه به مردان تعلیمات جنگی داده می شود، به زنان نیز باید داده شود; همان گونه كه مردان در مسابقات ورزشی شركت می كنند، زنان نیز باید شركت كنند. در عین حال، وی اعتراف می كند: زنان از مردان، چه در نیروهای روحی و دماغی، چه در نیروهای جسمی ناتوان ترند; یعنی تفاوت زن و مرد را از نظر كمّی می پذیرد، هر چند مخالف تفاوت كیفی آن ها از لحاظ استعدادهاست. </font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"> وی معتقد است: استعدادهایی كه در مردان و زنان وجود دارند مثل یكدیگرند، منتها زنان در هر رشته ای از رشته ها از مردان ناتوان ترند، ولی این سبب نمی شود كه هر یك از زن و مرد به كاری غیر از دیگری اختصاص داشته باشد. </font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"> افلاطون به همین دلیل كه زن را از مرد ضعیف تر می داند، خدا را شكر می كند كه مرد آفریده شده است، نه زن. او می گوید: خدا را شكر می كنم كه یونانی زاییده شدم، نه غیر یونانی; آزاد به دنیا آمدم نه برده; مرد آفریده شدم، نه زن.» 1 </font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"> پس از افلاطون ، كسی كه آراء و عقایدش از دنیای قدیم در دست است، شاگرد وی ارسطو ست. ارسطو در كتاب سیاست ، عقاید خویش را درباره تفاوت زن و مرد اظهار داشته و با عقاید استاد خویش،افلاطون سخت مخالفت كرده است. </font><img style="width: 264px; height: 264px;" src="http://1raymand.files.wordpress.com/2008/05/casually1.gif" alt="" align="left" border="0" vspace="0" hspace="0"></p><font style="color: rgb(0, 0, 153);" size="2"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></font> text/html 2010-05-03T07:08:30+01:00 kolbe-movafaghiat.mihanblog.com نسترن عطری عشق و امید http://kolbe-movafaghiat.mihanblog.com/post/69 <p dir="rtl" style="margin-bottom: 0pt; margin-left: 7.5pt; direction: rtl; margin-right: 0cm; text-align: center; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);" align="center"><font size="2"><b><span style="font-size: 10pt;" lang="AR-SA">امید</span></b><b><span dir="ltr" style="font-size: 10pt;"><br> </span></b><span style="font-size: 10pt;" lang="AR-SA">شخصی را به جهنم می</span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt;" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size: 10pt;" lang="AR-SA">بردند</span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt;">.</span><span style="font-size: 10pt;" lang="AR-SA">در راه بر می‌گشت و به عقب خیره می‌شد</span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt;">. </span><span style="font-size: 10pt;" lang="AR-SA">ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت</span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt;" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size: 10pt;" lang="AR-SA">ببرید</span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt;">.<br> </span><span style="font-size: 10pt;" lang="AR-SA">فرشتگان پرسیدند چرا؟پروردگار فرمود: او چند بار به عقب</span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt;" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size: 10pt;" lang="AR-SA">نگاه کرد</span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt;">... </span><span style="font-size: 10pt;" lang="AR-SA">او امید به بخشش</span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt;" lang="AR-SA"> </span><span style="font-size: 10pt;" lang="AR-SA">داشت</span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt;"><br></span></font></p><p dir="rtl" style="margin-bottom: 0pt; margin-left: 7.5pt; direction: rtl; margin-right: 0cm; text-align: center; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);" align="center"><font size="2"><span dir="ltr" style="font-size: 10pt;">..</span></font></p> <div style="text-align: center; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"><span dir="ltr" style="font-size: 10pt;">&nbsp;</span><span style="font-size: 10pt;"> <b><span lang="AR-SA">عاشق</span></b></span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt;"></span><br><span dir="ltr" style="font-size: 10pt;"></span></font></div><font style="color: rgb(0, 0, 153);" size="2"><span dir="ltr" style="font-size: 10pt; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> امیری به شاهزاده گفت:من عاشق توام.شاهزاده گفت:زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.<br> امیر برگشت و دید هیچکس نیست .شاهزاده گفت:عاشق نیستی !!!!عاشق به غیر نظر نمی کند<br></span></font><img style="width: 249px; height: 329px;" src="http://i34.tinypic.com/dwud1w.jpg" alt="" align="left" border="0" vspace="0" hspace="0"><br> text/html 2010-04-26T05:42:26+01:00 kolbe-movafaghiat.mihanblog.com نسترن عطری چند راه برای رسیدن به هدف های زندگی: http://kolbe-movafaghiat.mihanblog.com/post/68 <font style="color: rgb(0, 0, 102);" size="2"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چند راه برای رسیدن به هدف های زندگی:</span><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> 1- هدف را برای خود تعریف كنید.</span><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></font> 2 - آن را مبهم و مجهول باقی نگذارید. به روشن ترین شكل ممكن به آن بنگربد. <font style="color: rgb(0, 0, 102);" size="2"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></font> 3 - برای آن كه یك هدف تحقق یابد نیاز است تا اقدامات مورد نیاز برای رسیدن به آن انجام شود. پیش خود فكر كنید كه برای رسیدن به هدفتان چه كارهایی باید انجام دهید. <font style="color: rgb(0, 0, 102);" size="2"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></font> 4 - آن هدف را به بخش های كوچك تقسیم كنید و از همه زوایا مورد ارزیابی قرار دهید. برای هر بخش اقدام مورد نیاز را شناسایی کنید تا مستقیماً به انجام آن كار بپردازید. <font style="color: rgb(0, 0, 102);" size="2"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></font> 5 - برای هدف خود یك مقیاس در نظر بگیرید. به عنوان مثال اگر هدفتان ارتقای سطح تحصیلی است، فكر كنید كه تا چه درجه ای می خواهید پیش بروید؛ یا اگر به فكر كسب ثروت بیشتری هستید، محاسبه كنید كه در هدف خود چه سقف پولی را در نظر گرفته اید. <font style="color: rgb(0, 0, 102);" size="2"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></font> 6 - میزان پیشرفت خود را محاسبه كنید. همیشه مدت زمانی بنشینید و به كارهایی كه برای تحقق آرمانتان انجام داده اید و میزانی كه موفق شده اید، فكر كنید. <font style="color: rgb(0, 0, 102);" size="2"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></font> 7 - یك مدت زمان برای رسیدن به هدف تعیین كنید و فرصت نهایی را در نظر بگیرید. این كار باعث می شود كه برای پیشبرد كارها تلاش بیشتری كنید و هدف خود را جدی تر ببینید. <font style="color: rgb(0, 0, 102);" size="2"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></font> 8 - هدفی انتخاب كنید كه از پس آن بر می آیید. زندگی یك رؤیای شیرین نیست كه با تخیل به آن دست یابید، بلكه واقعیتی است كه خیلی چیزها در آن محدود شده است. از این رو، هدفی داشته باشید كه می دانید می توانید به آن برسید و از عهده شما خارج نیست. <font style="color: rgb(0, 0, 102);" size="2"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></font> 9 - برای رسیدن به هدف برنامه ریزی كنید. راه ها و استراتزی هایی طراحی كنید كه شما را برای رسیدن به هدفتان یاری می دهد. <font style="color: rgb(0, 0, 102);" size="2"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></font> 10 - هدف خود را مرحله ای كنید. زندگی متشكل از مراحل مختلف است و برای رسیدن به یك هدف می بایست مراحل مختلف را پله پله طی كرد. <font style="color: rgb(0, 0, 102);" size="2"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> اتفاق یك شبه، راه رسیدن به هدف نیست، بلكه قدم های استوار و مداوم رمز موفقیت است. </span></font><img style="width: 256px; height: 279px;" src="http://www.bisconsulting.ca/img/seminars/large/goal_setting.jpg" alt="" align="left" border="0" vspace="0" hspace="0"><font style="color: rgb(0, 0, 102);" size="2"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></font> text/html 2010-04-17T12:15:25+01:00 kolbe-movafaghiat.mihanblog.com نسترن عطری داستان موفقیت و شکست یک رستوران http://kolbe-movafaghiat.mihanblog.com/post/67 <font style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153); font-weight: bold;" size="2">داستان موفقیت و شکست یک رستوران<br></font><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153); font-weight: bold;"><font size="2"><span class="SimpleText" id="Text">در سال 1984 در ونکور کانادا عده ای از معلمان مدرسه، رستوران معمولی را که ورشکست شده بود خریداری کردند. این رستوران در زیرزمینی در کنار یک دانشگاه دانشگاه بزرگ واقع شده بود. این معلمان پول کافی نداشتند تا رستوران را تعمیر و بازسازی کنند. آنها با تمیز کردن محل، و حداقل امکانات، رستوران را راه اندازی کردند. در کنار این رستوران، رستورانهای بزرگ و معروفی وجود داشتند که رقابت با آنان کار آسانی نبود.</span></font></p><font style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153); font-weight: bold;" color="#000080" size="2">این رستوران تنها در یک صورت می توانست به موفقیت دست یابد و آنهم داشتن ایده ای کاملا نو و متفاوت بود تا مشتریان را به آنجا سرازیر کند. معملمان وقتی دیدند که با غذای بهتر نمی توانند رقابت کنند، ایده بسیار جالب بکار گرفتند. آنها شروع به جمع اوری 80 نوع نوشابه از کشورهای مختلف کردند و سپس تابلوی بزرگی بر در رستوران نصب کردند که روی آن نوشته شده بود. "دور دنیا با 80 نوشابه مختلف". آنها دفترچه ای مانند گذرنامه درست کردند و هنگامی که میمانان نوشیدنی کشور خاصی را سفارش می دادند، در گذرنامه آنها، مهر آن کشور اضافه می شد. افرادی که 40 نوع مختلف نوشیدنی را آزموده بودند، یک لیوان بسیار زیبا هدیه می گرفتند. و افرادی که تمامی 80 نوشابه را سفارش داده بودند، یک تیشرت مخصوص هدیه می گرفتند و همچنین عکسشان بر دیوار رستوران نصب می شد. <br><br>آنها خبرنامه ای درست کردند که فقط در رستوران توزیع می شد. غذای آنها همبرگر و سیب زمینی سرخ کرده بود. وقتی فردی وارد رستوران می شد با استقبال گرم کارکنان روبرو می شد. آنجا یک رستوران بود، ولی نقطه قوت آنها غذاها نبود بلکه نوشیدنی های متنوع بود. مدیران رستوران هر روز بین میمانان حاضر شده و خود را معرفی کرده و نظرات مشتریان را جویا می شدند. ...</font><img style="width: 324px; height: 307px;" src="http://pizzaaida.com/images/dex46b.jpg" alt="" align="left" border="0" vspace="0" hspace="0"> text/html 2010-04-13T05:54:02+01:00 kolbe-movafaghiat.mihanblog.com نسترن عطری کلید طلایی http://kolbe-movafaghiat.mihanblog.com/post/66 <font style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);" color="#808080" size="2"><font style="font-size: 8pt;"><p align="justify"><span style="font-weight: bold;">کلید طلایی</span><br></p><p align="justify">یکی از علل عمده شکست و ناکامی این است که در برخورد با مشکلات موقتی متوقف می شویم و دست از تلاش بر می داریم . هر کسی را که بگوئید این را زمانی تجربه کرده است . در روزگاریکه همه در اندیشه طلا بودند یکی از عموهای داربی گرفتار " تب طلا "شد . راهی غرب شد تا با حفاری زمین به ثروت برسد . او هرگز نشنیده بود که در مغز انسان طلایی به مراتب بیش از آنکه او از زمین بیاورد وجود دارد . او با اخذ اجازه نامه با بیل و کلنگ سرگرم کار شد . بعد از هفته ها کار طاقت فرسا به کلوخه های براق طلا رسید . اکنون به وسیله ای نیاز داشت که این کلوخه ها را از دل خاک بیرون بکشد . بی آنکه کسی متوجه شود روی معدن را پوشاند و عازم شهر " ویلیامز برگ " در ایالت مریلندشد تا موضوع را برای بستگان و برخی از همسایگان بازگو کند . آنها دور هم جمع شدند و پول خرید دستگاه حفاری را تدارک دیدند ، آن را خریدند و به محل معدن طلا بردند . آنها سرگرم کار شدند .</p> <p align="justify">نخستین کامیون کلوخه ها را به کوره ذوب و استخراج طلا فرستادند . معلوم شد که یکی از غنی ترین معادن " کلرادو " را یافتند . حمل چند کامیون کلوخ طلا کافی بود تا همه بدهی های آنها را پاک کند و نوبت به سود کلان برسد . مته های حفاری ، زمین را می شکافتند ، امید داربی و عمویش بیشتر می شد ، تا اینکه اتفاقی افتاد ، رگه های طلایی بی مقدمه ناپدیدشدند . آنها به پایان رنگین کمان رسیده بودند . از معدن طلا دیگر اثری نبود . به کندن زمین ادامه دادند ، مایوسانه می خواستند رگه طلا را از نو بیابند ،اما....<img style="width: 212px; height: 242px;" src="http://gilan.iran-tejarat.com/AdFile/11048-2007-11-26-21-8-.jpg" alt="" align="left" border="0" vspace="0" hspace="0"></p></font></font> text/html 2010-04-11T07:04:38+01:00 kolbe-movafaghiat.mihanblog.com نسترن عطری رها کردن http://kolbe-movafaghiat.mihanblog.com/post/65 <p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);" dir="rtl"><font size="2"><strong>رها کردن<br></strong></font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);" dir="rtl"><font size="2"><strong>شاید تا حالا تو زندگی پیش آمده باشد که کاری را بخواهید انجام بدهید اما حتی با تلاش فراوان هم به هدفتون نمی رسید و اصطلاحاً "به هر دری می زنید ،باز نمی شود" .به نظر شما در اینگونه موارد چه باید کرد؟</strong></font></p> <p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);" dir="rtl"><font size="2"><strong>به نظر من این حالت به چند دلیل میتونه اتفاق بیفته که بیشتر بحث میکنیم:</strong></font></p> <p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);" dir="rtl"><font size="2"><strong>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; -یا اینکه ما قبلاً اشتباهی رو انجام دادیم که دیگه الان نمیتونیم به هدفمون برسیم که چاره ای جز رها کردن این هدف نیست. البته ما نباید خودمون رو بابت اشتباهات گذشته سرزنش کنیم چرا که انسانها معصوم نیستند تا عاری از خطا و اشتباه باشند، بهتر است بجای سرزنش کردن خودمون بابت اشتباهات گذشته، از آنها درس بگیریم که برای رسیدن به اهداف بعدی دچار اون اشتباهات نشویم.</strong></font></p> <p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);" dir="rtl"><font size="2"><strong>&nbsp;&nbsp;&nbsp; -یا اینکه توانائی ها و استعدادها و نبوغ ما برای رسیدن به این هدف کافی نیست، اصطلاحاً "ما برای این هدف ساخته نشده ایم". در این موارد هم رها کردن شاید یکی از بهترین ها باشد چرا که هر کسی در یک زمینه خاص می تواند موفق باشد، از قدیم هم گفتند "هر کسی را بهر کاری ساختند".</strong></font></p> <font style="color: rgb(0, 0, 153);" size="2"><strong style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">&nbsp;&nbsp; -یا شاید مسیر رسیدن به هدف را اشتباه می رویم که در اینگونه موارد شاید بهتر باشد بجای تلاش بی امان یک فرصت به خودمان بدهیم تا با تحلیل دوباره هدف بتوانیم مسیر بهتری را برای رسیدن به آن پیدا کنیم.</strong></font><img style="width: 567px; height: 425px;" src="http://i4.tinypic.com/10o44ft.jpg" alt="" align="left" border="0" vspace="0" hspace="0"> text/html 2010-04-11T06:26:02+01:00 kolbe-movafaghiat.mihanblog.com نسترن عطری قانون جذب http://kolbe-movafaghiat.mihanblog.com/post/64 <font style="color: rgb(0, 0, 153);" size="2"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-weight: bold;">قانون جذب</span><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></font><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"><strong>حتما تا حالا درباره قانون جذب شنیده اید. طبق قانون جذب<font style="color: rgb(204, 0, 204); background-color: rgb(255, 255, 255);"> ما هرچیزی را که در ذهن و باور خود داریم را به سمت خود جذب میکنیم</font><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);">.</span> من چند سالی است که با این قانون آشنا شدم و همیشه سعی کردم از این قانون در زندگی خودم استفاده کنم. مطلبی که من در مورد قانون جذب دریافتم این هست که فقط با گفتن یک جمله تاکیدی و یا تصور یک موقعیت، چیزی به زندگی ما جذب نمیشه البته این کارها در جذب موقعیتها به سمت ما تاثیر زیادی دارند ولی تمام چیزی نیستند که برای قانون جذب لازم است.</strong></font></p><p style="background-color: rgb(255, 255, 255); font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"><strong><br></strong></font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"><strong><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);">&nbsp;برای اینکه ما موقعیتی را به سمت خودمان جذب کنیم باید تمام سلولهای بدن خود را آماده جذب کنیم و جذب آن را باور کنیم و</span> بعد از این که به این موقعیت رسیدیم باید خودمان را در همین وضعیت نگه داریم و همچنان منتظر جذب بمانیم چون معمولا این قانون کمی طول میکشد تا عمل کند و اگر ما زود ناامید بشویم و از حالت آماده باش خارج شویم، جلوی جذب موقعیتی که به آن نیاز داشتیم را میگیریم. اگر قرار است کاری را انجام بدهیم باید آن را تا انتها و به درستی به پیش ببریم تا نتیجه تلاش خود را دریافت کنیم.</strong></font></p><p style="color: rgb(0, 0, 153); font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><font size="2"><strong>سعی کنید مثبت اندیشی را عادت خویش قرار دهید.</strong></font><img src="http://www.pourali.net/PIX/law%20of%20attraction.jpg" alt="" align="baseline" border="0" vspace="0" hspace="0"></p><font style="color: rgb(0, 0, 153);" size="2"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></font> text/html 2010-04-05T11:50:46+01:00 kolbe-movafaghiat.mihanblog.com نسترن عطری سخنان قصار از بزرگان http://kolbe-movafaghiat.mihanblog.com/post/63 <font style="color: rgb(0, 0, 153);" size="2"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><font size="3"><span style="font-weight: bold;">سخنان قصار از بزرگان 1</span></font><br>اگر می‌بینی كسی به روی تو لبخند نمی‌زند علت را در لبان فرو بسته ی خود جستجو كن.<br><span style="font-weight: bold;">&nbsp;دیل كارنگی </span></span><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">صدها راه برای پند و اندرز دادن وجود دارد اما بیشتر بدترین گونه آن ، که همان رو راست گفتن است را برمی گزینیم . <span style="font-weight: bold;">ارد بزرگ</span></span><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شیرینی یكبار پیروزی به تلخی صد بار شكست می‌ارزد. <span style="font-weight: bold;">سقراط </span></span><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ضعیف‌الاراده كسی است كه با هر شكستی بینش او نیز عوض شود. <span style="font-weight: bold;">ادگار‌ آلن‌پو </span></span><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">هنگامه شادمانه سرودن&nbsp; و بنواختن ، چه زود گذر و کوتاه است . ارد بزرگ</span><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">به جای اینكه به تاریكی لعنت بفرستی یك شمع روشن كن. <span style="font-weight: bold;">ضرب‌المثل چینی </span></span><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">برای اینكه بزرگ باشی نخست كوچك باش. <span style="font-weight: bold;">ضرب‌المثل هندی </span></span><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">برای اینكه پیش روی قاضی نایستی، پشت سر قانون راه برو. <span style="font-weight: bold;">ضرب‌المثل انگلیسی </span></span></font><img style="width: 276px; height: 301px;" src="http://rimix.nomadlife.org/uploaded_images/china%20wall-759233.png" alt="" align="left" border="0" vspace="0" hspace="0"> text/html 2010-03-30T07:06:13+01:00 kolbe-movafaghiat.mihanblog.com نسترن عطری سخنان جرج برناردشاو http://kolbe-movafaghiat.mihanblog.com/post/62 <font style="color: rgb(0, 0, 153); font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;" size="2"><span style="font-weight: bold;">سخنان جرج برناردشاو</span><br>روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ... <br> یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای! <br> یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت! <br> یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد! <br> یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!! <br> یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت! <br> یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد! <br> یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند! <br> یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است! <br> یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!! <br> سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد...! <br> آنکه می تواند انجام می دهد و آنکه نمی تواند انتقاد می کند. </font><img style="width: 211px; height: 281px;" src="http://www.picbaran.com/files/b9zus0ht26sgh91dsfmu.jpg" alt="" align="left" border="0" vspace="0" hspace="0"> text/html 2010-03-27T12:03:08+01:00 kolbe-movafaghiat.mihanblog.com نسترن عطری پروانه http://kolbe-movafaghiat.mihanblog.com/post/61 <p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"><span lang="ar-sa">&nbsp;</span></font></p> <p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);" align="center"> <font size="2"><span lang="ar-sa"><font style="font-size: 16pt;">پروانه</font> <br></span></font></p> <p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"><span lang="ar-sa">مردی یك پیله پروانه پیدا كرد. و آن را با خود به خانه برد. یك روز سوراخ كوچكی در آن پیله ظاهر گشت مرد كه این صحنه را دید به تماشای منظره نشست ساعتها طول كشید تا آن پروانه توانست با كوشش و تقلای فراوان قسمتی از بدن خود را از آن سوراخ كوچك بیرون بكشد.</span></font></p> <p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"><span lang="ar-sa">پس از مدتی به نظر رسید كه آن پروانه هیچ حركتی نمی كند و دیگر نمی تواند خود را بیرون بكشد. بنابراین مرد تصمیم گرفت به پروانه كمك كند</span><span lang="en-us">!</span></font></p> <p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"><span lang="ar-sa">او یك قیچی برداشت و با دقت بسیار كمی آن سوراخ را بزرگتر كرد. بعد از این كار پروانه به راحتی بیرون آمد.</span></font></p> <font style="color: rgb(0, 0, 153);" size="2"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;" lang="ar-sa">اما چیزهایی عجیب به نظر می رسید...</span></font><img style="width: 214px; height: 177px;" src="http://www.frog.co.nz/images2/watercolor-butterfly.jpg" alt="" align="left" border="0" vspace="0" hspace="0"> text/html 2010-03-26T15:21:16+01:00 kolbe-movafaghiat.mihanblog.com نسترن عطری رویا و هدف http://kolbe-movafaghiat.mihanblog.com/post/60 <p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"> <font size="2"><span style="font-weight: bold;">رویا و هدف</span></font> </p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2">چند نفر ممکن است موفق نشوند :</font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"><strong>اول</strong> آنکه رویا و هدفی ندارد </font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"><strong>دوم</strong> آنکه رویاهای کوچک و کم ارزشی در سر دارد </font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"><strong>سوم</strong> آنکه رویای بزرگی دارد اما آنرا باور ندارد </font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"><strong>چهارم</strong> آنکه رویای بزرگی دارد و آنرا باور نیز دارد اما می خواهد یک دفعه به آن برسد&nbsp; </font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2">&nbsp;</font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2">اگر رویا های بزرگ خود را به قسمت های کوچکتری تقسیم کنید شانس شما بیشتر خواهد بود ....</font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2">&nbsp;</font><img style="width: 268px; height: 179px;" src="http://www.depts.ttu.edu/hs/careers/images/career_success.png" alt="" vspace="0" align="left" border="0" hspace="0"></p><font style="color: rgb(0, 0, 153);" size="2"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></font><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2">&nbsp;</font></p><br> text/html 2010-03-22T12:24:19+01:00 kolbe-movafaghiat.mihanblog.com نسترن عطری چنان قوی باش http://kolbe-movafaghiat.mihanblog.com/post/59 <div style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);" class="UABC"><font size="2"><span>چنان قوی باش که هیچ عاملی آرامش فکر تو را به هم نزند.</span><br></font><font size="2"><span>درباره ی سلامت، شادمانی و خوشبختی سخن بگو.</span><br></font><font size="2"><span>محاسن و مزایای دوستانت را به آنها گوشزد کن.در هر چیز جنبه ی روشن آن را ببین.</span><br></font><font size="2"><span>همیشه درباره ی بهترین پیش آمدها فکر کن.</span><br></font><font size="2"><span>از موفقیت دیگران همان قدر خوشحال باش که از موفقیت خودت خوشحال می شوی.</span><br></font><font size="2"><span>به اشتباهات گذشته فکر نکن، اما از آنها درس بگیر.</span><br></font><font size="2"><span>شاد و بشاش باش و به دیگران لبخند بزن.</span><br></font><font size="2"><span>آن قدر بزرگ باش که نگران نشوی.</span><br></font><font size="2"><span>آن قدر نجیب و موقر باش که خشمگین نشوی.</span><br></font><font size="2"><span>و آن قدر شاد باش که اجازه ندهی مشکلات بر تو غلبه کند.</span></font><img style="width: 257px; height: 170px;" src="http://lcjb.cjsonline.gov.uk/area3/images/Hate%20crime/hate%20crime1.jpg" alt="" vspace="0" align="left" border="0" hspace="0"> </div> text/html 2010-03-21T08:14:21+01:00 kolbe-movafaghiat.mihanblog.com نسترن عطری ارزش زیستن در حال http://kolbe-movafaghiat.mihanblog.com/post/58 <p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2"><span style="font-weight: bold;">لحظه حال</span><br></font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2">دانش ما از جهان هستی و خلقت دیدگاه و جهان بینی ما را می سازد و اعتقادات ما را شکل می دهد&nbsp; و اعتقادات&nbsp; بر عملکرد و گفتار و رفتار و پندار های ما اثر می گذارد . و به نوبه خود پندار و &nbsp;گفتار و رفتار ما سرنوشت ما ن را تعیین می کند.&nbsp;&nbsp; </font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2">&nbsp; </font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2">شاید کشور هند بیشترین فقیر را در&nbsp;دنیا &nbsp;داشته باشد اما آمار می گوید هندیان شاد ترین مردم دنیا هستند ....&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2">&nbsp; </font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2">کسانی که هند بوده اند از اختلاف طبقاتی&nbsp;و فقر بسیار شدید&nbsp; مردم می گویند&nbsp; طوری که بسیاری از مردم در کنار پیاده روها زندگی می کنند و با آبی که در&nbsp;چاله های خیابان جمع شده خود را می شویند اما&nbsp; زندگی در هند بدون اظطراب و تنش در جریان است و حسادت و کینه بین ثروتمند و فقیر نیست .... شاید فقرا هم به اندازه ثروتمندان&nbsp;شاد&nbsp;هستند&nbsp;&nbsp; هرچند به اندازه آنها&nbsp;از لذات بهره مند نیستند ....&nbsp; <br></font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><img style="width: 288px; height: 288px;" src="http://gallery.photo.net/photo/6187386-md.jpg" alt="" vspace="0" align="left" border="0" hspace="0"></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2">&nbsp; </font></p> text/html 2010-03-16T05:51:00+01:00 kolbe-movafaghiat.mihanblog.com نسترن عطری دخترک چسب فروش http://kolbe-movafaghiat.mihanblog.com/post/57 <font style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);" size="2"> <span style="font-weight: bold;">دخترک چسب فروش</span><br>دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد و بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد : </font><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2">&nbsp; &nbsp; "اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت را بفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم"&nbsp; </font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2">&nbsp; </font></p><p style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; color: rgb(0, 0, 153);"><font size="2">&nbsp;دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت:یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا...و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه و افتاد و گفت:"نه... خدا نکنه...اصلآ کفش نمی خوام </font><img style="width: 244px; height: 375px;" src="http://www.eparsmart.com/eimages/180-1.jpg" alt="" align="left" border="0" vspace="0" hspace="0"></p>